يکشنبه ، 27 آبان ، 1397
حداقل
اخبار و رویدادها
کد خبر: 692   |  دفعات بازدید : 1992   |  نظرات : 0 RSS comment feed   |   نسخه چاپی   |   ارسال به دوستان  

گزارش درس اخلاق استاد میر سپاه

14 بهمن, 1393 16:46
گزارش درس اخلاق استاد میر سپاه

درس اخلاق جامعه علميه اميرالمومنين عليه السلام با سخنراني حضرت آيت الله میر سپاه برگزار شد.


به گزارش سايت جامعه علميه اميرالمومنين عليه السلام، درس اخلاق پنج شنبه 11 دی ماه جامعه علميه اميرالمومنين(ع)، با رهنمود های حضرت آيت الله میر سپاه و با حضور پر شکوه طلاب و اساتید این حوزه مبارکه برگزار شد.


مشروح رهنمود های ایشان به شرح زیر می باشد:


چه کنيم که از نيکان شويم و ديگران را به نيکي وادار کنيم؟عده اي مي گويند اگر قرار است مردم اهل نيکي شوند بايد ، اهل علم شوند . اگر کسي به سمت کار بدي مي رود ، بخاطر اين است که جاهل است. يکي از دلائل اين گروه ، مثلي است که مي زنند : شما در اتاقي نشسته ايد ، درب اتاق بسته است . مطلع مي شويد که شيري از باغ وحش فرار کرده است و پشت درب اتاق کمين کرده است. اگر کسي درب را باز کند ، اين شير به طرفش حمله مي کند.کساني که متوجه اين مسئله هستند ، از درب اتاق بيرون نمي روند اما اگر شخصي با خونسردي رفت طرف درب ، يقين مي کنيم که از جريان شير خبر ندارد. اين شخص وقتي از کمين شير مطلع مي شود ، نيازي نيست او را از رفتن منع کنيد ، بلکه خود او از رفتن به سمت درب منصرف مي شود. به همين خاطر اين گروه مي گويند : ما بايد فرد را آگاه کنيم . در تاريخ فلسفه ي غرب ، اين مسئله را به سقراط نسبت مي دهند . اما طبق قرائن ، سقراط چنين نظري نداشته است.
وقتي قرون وسطي پايان پذيرفت ، گرايش هاي مذهبي مردم تضعيف شد به همين خاطر اين نظريه شدت پيدا کرد.آنقدر اين بحث را دنبال کردند که گفتند : انساني که اهل کارهاي بد است يا نادان است يا مريض. روي همين اصل ، گفتند : هرچه نيرو داريد ، در دو چيز صرف کنيد : 1- بهداشت که منظور از آن بهداشت جسمي و روحي است 2- آموزش را رواج دهيد . اگر مردم بيمار و نادان نباشند ، ديگر اهل بدي نمي شوند.
با کمال تعجب در برابر اين گروه، دسته ي ديگري هستند که انبياء و اولياء ، جزء اين گروه قرار مي گيرند. اين دسته مي گويند : علم لازم است اما کافي نيست . اين گروه مثال ديگري مي زنند : افرادي هستند که کاملا مي فهمند مسواک زدن خوب است اما مسواک نمي زنند.
گروه دوم راه حلشان اين است که ما بايد مردم را اهل ايمان کنيم چرا که اگر مردم اهل ايمان شوند ، آدم هاي درستي مي شوند . گروه اول در جواب مي گويند : ايمان يعني اذعان ، اذعان يعني تصديق و تصديق هم يکي از اقسام علم است . بنابراين شما هم حرف ما را مي زنيد.
گروه دوم مي گويند : ايمان ، معجوني است که از دو عنصر تشکيل شده است : علم و ميل . اين دو وقتي به يکديگر ضميمه مي شوند ، ايمان درست مي شود. بنابراين ، اگر بدانم و بخواهم ، ايمان به وجود مي آيد.
افراد ايمان محور مي گويند : ما انسانها وقتي بدنيا مي آييم ، داراي حب ذات هستيم يعني خودمان را دوست داريم . هيچ کسي نيست که خودش را دوست نداشته باشد.اين مسئله ، اصلا دست ما نيست . ضمنا خود دوست داشتن ، غير از خودخواهي است . خودخواهي يک رذيله ي اخلاقي است اما خود دوست داشتن ، يک گرايشي است که خدا در ما قرار داده است بنابراين به خودي خود ، نه خوب است و نه بد.اگر چيزي بخواهد به نابودي من بينجامد ، از آن متنفرم و فرار مي کنم . من چون خودم را دوست دارم ، کمالات خودم را مي خواهم .
هرکدام از ما انسانها ،کمال خودمان را در يک چيزي مي بينيم . يکي کمالش را در پول مي بيند . يکي در علم و...اگر چيزي از کمالات ما بزند از آن هم بدمان مي آيد .
عده اي مي گويند : ما اين حرف که "هر کسي حب ذات دارد" را به وسيله ي دو دسته نقض مي کنيم ؛ اولياء الهي و افرادي که منحط هستند و دست به خودکشي مي زنند.
در روايات داريم که عده اي خدا  را عبادت مي کنند از ترس جهنم "تلک عبادة العبيد" يک عده خدا را عبادت مي کنند به طمع بهشت "تلک عبادة التجار" يک عده هم خدا را عبادت مي کنند فقط به اين خاطر که خدا را شايسته ي پرستش مي بينند "تلک عبادة الاحرار" يا مثلا علي (عليه السلام) مي فرمايد : خدايا ! اگر مرا مشغول به نعيم بهشت کني اما از لقاء خودت محروم کني ، در همان بهشت دق مي کنم . ما انسانها دوست داريم روزه را در روزهاي سرد و کوتاه بگيريم و شب زنده داري را در شب هاي گرم و کوتاه داشته باشيم اما علي (عليه السلام) ميفرمايد : من لذت مي برم از روزه گرفتن در روزهاي بلند و گرم و شب زنده داري در شب هاي سرد و بلند .
پاسخ افراد ايمان محور به اشکال مورد نظر اين است : در ارتباط با کساني که دست به خودکشي مي زنند ، طي بررسي هايي که انجام شده ، نتيجه گرفتند ، اين طور نبوده که اين افراد ، خودشان را دوست نداشته باشند بلکه از شدت دوست داشتن خودشان ، دست به خودکشي زدند. اما در ارتباط با اولياء الهي ، يکي از چيزهايي که قابليت بيان شدن ندارد ، حقيقت قرب است چرا که با علم حضوري درک مي شود به همين خاطر بايد بگونه اي پاسخ دهيم که نياز به بيان حقيقت قرب نداشته باشد . کساني که مي گويند اولياء الهي خودشان را دوست ندارند ، در واقع خلط کردند بين خودخواهي و اصل دوست داشتن چرا که سير الي الله ، بخاطر اين است که خودش را دوست دارد ، کمال خودش را دوست دارد.
اما در رابطه ي با ايثار ، جوابي که اين گروه مي دهند اين است که اگر ديد ما عوض شود که "من جاء بالحسنة فله عشر امثالها " اگر چيزي را بدهم ، ده برابر آن چيز را به من مي دهند ، زرنگي اقتضاء مي کند اين را بدهم تا ده برابرش را بدست آورم . به همين خاطر ائمه(عليهم السلام) بخل را محکوم مي کنند چرا که فکر مي کنيم با بخشش و انفاق ،از ما چيزي کم مي شود در حالي که اگر از اين مال و دارايي بگذريم ، ده برابرش را بدست مي آوريم . در ايام محرم ، بازاري ها خيلي براي امام حسين(عليه السلام) خرج مي کردند . علت اين خرج کردن ها را يکي از بازاري ها اين طور بيان مي کند : وقتي من براي امام حسين (عليه السلام) يک ميليون خرج کنم ، ده ميليون به من بر ميگردد بنابراين ارزش دارد که در اينجا سرمايه گذاري کنيم .  
دين و اولياء الهي نيامدند بگويند : مردم ، خودتان را دوست نداشته باشيد بلکه آمده اند بگويند : منفعت تو در چيست . تو گران تر از چيزي هستي که در حال معامله اي . إن ثمنکم الجنة فلا تبيعوها بغيرها .
اما دليل اينکه علي (عليه السلام) روزه گرفتن در روزهاي گرم را دوست دارد ، علتش اين نيست که خودش را دوست ندارد بلکه مي بيند ، از اين نحو روزه گرفتن به چيزي مي رسد که اتفاقا در روزهاي کوتاه و خنک به آن نمي رسد.

 


گروه : گزارش درس اخلاق  |  
گزارش درس اخلاق استاد میر سپاهگزارش درس اخلاق استاد میر سپاهگزارش درس اخلاق استاد میر سپاهگزارش درس اخلاق استاد میر سپاه
نظرات
در حال حاظر نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت

تصویر امنیتی
کد نمایش داده شده را وارد نمایید:

حداقل
جستجو
حداقل
RSS