يکشنبه ، 27 آبان ، 1397
حداقل
اخبار و رویدادها
کد خبر: 699   |  دفعات بازدید : 2510   |  نظرات : 0 RSS comment feed   |   نسخه چاپی   |   ارسال به دوستان  

گزارش درس اخلاق حضرت آيت الله مصباح يزدي (حفظه الله)

10 خرداد, 1394 18:32
گزارش درس اخلاق حضرت آيت الله مصباح يزدي (حفظه الله)

درس اخلاق جامعه علميه اميرالمومنين عليه السلام با سخنراني حضرت آيت الله مصباح يزدي (حفظه الله) برگزار شد.

 

به گزارش سايت جامعه علميه اميرالمومنين عليه السلام، درس اخلاق یکشنبه 27 اردیبهشت ماه جامعه علميه اميرالمومنين(ع)، با رهنمود های حضرت آيت الله مصباح يزدي (حفظه الله) و با حضور پر شکوه طلاب و اساتید این حوزه مبارکه برگزار شد.

 

مشروح رهنمود های ایشان به شرح زیر می باشد:

 

همه ی ما به عظمت بعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله) آگاهیم اما مراتب آگاهی و توجهات انسان فرق می کند . اهمیت این نعمت وقتی معلوم می شود که از اهمیت خلقت و این عالم درست آگاه باشیم . می دانیم که خداوند متعال ، این عالم کران ناپیدا را با اراده ی خود ، خلق نموده است . خدا ، این عالم عظیم را آفریده و هر روز عظمتش بیشتر معلوم می شود ؛ هم از نظر حجم هم از نظر اسراری که در درون این عالم است . در همه ی این عوالم ، مخلوقی با ویژگی انسان وجود ندارد تا آنجایی که کشف شده است .

موجودات این عالم یا جمادات هستند که هیچ شعوری ندارند یا اینکه ما نمی شناسیم جمادی را که شعور داشته باشد . دسته ی دیگر موجوداتی هستند که رشد می کنند مثل نباتات . دسته ی دیگری هستند که بالاتر از اینها هستند و شعور دارند مثل حیوانات البته حیواناتی هستند که بعضی از حواسشان از انسان قوی تر است . اما دو دسته از موجودات هستند که ما تماسی با آنها نداریم : فرشتگان و جنیان . در رابطه با فرشتگان تعبیرات خوبی از آنها در قرآن کریم آمده است : "لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون" اینها از همان اولی که آفریده میشوند یک گرایشی به خدا و بندگی او دارند . لذت می برند از عبادت خدا بلکه به یک معنا ، حیاتشان عبادت خداست . در روایت دارد که "حیاتهم التسبیح " همان طور که انسان برای زنده ماندن ، نیاز به غذا دارد ، آنها احتیاج به تسبیح دارند .

انسان موجودی است که دو گرایش متضاد دارد ؛ یک گرایش به طرف بالا دارد که مرزش معین نیست یک میلی هم به طرف پایین دارد که آن هم بی نهایت است . موجودی که است که می تواند آنقدر پیشرفت یا سقوط کند که نشود با اعداد و ارقام آن را بیان کرد . در کتاب های آسمانی نیز، کسی با این ویژگی ها بجز انسان ، ذکر نشده است . در قرآن کریم ، آیاتی دلالت دارد که خداوند متعال ، همه چیز را در خدمت انسان قرار داده است "سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْض" یعنی همه ی اینها را به نفع شما آفریدیم .

سوال اصلی این است که انسان را برای چه آفریده است ؟ ذات الهی اقتضای فیاضیت و رحمت دارد . اینکه خدا چرا می خواهد رحمت بدهد این چرا ندارد . طبعا این لازمه ی ذات ، اقتضا می کند که یک موجودی لیاقت دریافت رحمت پیدا کند . موجودات دیگر لیاقتشان محدود است . اما انسان لیاقت رحمتی را دارد که نه از نظر زمان محدودیت دارد و نه از نظر کیفیت . هیچ موجود دیگری لیاقت دریافت چنین رحمتی را ندارد چون همه ی اینها محدودند و از هم می پاشند. اگر رحمت بی پایان بخواهد تحقق پیدا کند ، یک موجودی باید باشد که عنصر بی نهایت ، در او هم وجود داشته باشد چیزی که با نابود شدن این عالم ، نابود نشود و الی الابد باقی باشد ؛ این از نظر کمیت زمانی . اما مهم تر از این کیفیت رحمت است که یک موجودی با اینکه گرایش به اضداد خودش دارد پا بگذارد روی اینها و رضای الهی را انتخاب کند . ملائکه هیچ وقت علاقه به گناه کردن ندارند . نه علاقه به غذاهای حرام دارند و نه رفتارهای حرام . انسان است که علاقه های متضادی دارد که او را می کشد به سمت پایین و منهای بی نهایت که اگر پا بگذارد به روی همه ی اینها و فقط برود به طرف بالا ، چنین موجودی لیاقت بهترین رحمت را دارد در این زمینه هیچ موجود دیگری لیاقت ندارد .

ملائکه هم بالاترین افتخارشان می شود گهواره جنبانی یک انسان . گهواره ی سید الشهدا را جبرئیل می آمد تکان می داد و افتخار می کرد . یک چنین موجودی می شود خلیفه ی الهی . لازمه ی رسیدن به مقام خلیفة اللهی ، این است که هم میل به بالا داشته باشد و هم میل به پایین تا خودش انتخاب کند . این است که کیفیت رحمت الهی را افزایش می دهد . ملائکه از ابتدا در حال تسبیح بودند ، این خیلی هنر نیست . هنر این است که کمال علاقه را به لذائذ حیوانی و شیطانی داشته باشی و پا بگذاری روی اینها و آنچه را خدا دوست دارد انتخاب کنی . آن وقت از نظر کیفیت هم بالاترین است . برای انتخاب هم باید دائما انتخاب های جدیدی پیش بیاید. اسم فراهم کردن این زمینه های مختلف ، امتحان است " الذی خلق الموت و الحیاة لیبلوکم ایکم احسن عملا " پس همه ی این عالم یک ظرف پرورش است و انسان نمی تواند چیزی را در آن پیش بینی کند . خاصیت امتحان همین است که انسان نمی داند چه سوالی مطرح می شود . بنابراین احتیاج دارد به شناخت که چه چیزی موجب ترقی انسان می شود و چه چیزی موجب سقوط می شود و از طرفی عوامل و شرائط این انتخاب را بشناسد .

انتخاب آگاهانه این است که از روی آگاهی و بصیرت باشد که یک مقداری از آن با عقل حل می شود ولی عقل همه ی زندگی انسان را در بر نمی گیرد . انسان در خیلی از جاهای زندگی گیر می کند و عقل نمی تواند او را راهنمایی کند در این موارد فقط به کمک وحی می توانیم مشکلات را حل کنیم . اینجاست که معلوم می شود پیامبر جایش کجاست و چرا بعثت پیامبر ، تجلی اعظم است . هیچ نعمت دیگری این اندازه اهمیت ندارد چرا که اگر این نعمت نباشد ، انتخاب انسان آگاهانه و از روی بصیرت نیست و خیلی ارزش ندارد به همین خاطر است که بعد از همه ی نعمت های مادی ، بالاترین آنها نعمت وحی است البته اولین انسانی که خدا معرفی می کند حضرت آدم است که اگر مقام نبوت را نداشت ، انسان کاملی نبود . ولی پیامبری هم ذو مراتب است مثل همه ی چیزهای این عالم . کامل ترین مرتبه ی وحی ، در پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بود . نه موجودی کاملتر از پیامبر می شود و نه وحیی بالاتر از قرآن .

 به حسب سنت الهی که در عالم است این وحی فقط به یک نفر می رسید، البته کسان دیگری بودند که در شعاع وحی چیزهایی را می شنیدند همان طور که امیرالمومنین(سلام الله علیه) در نهج البلاغه می فرمایند: پیامبر به من فرمود :" إِنَّكَ‏ تَسْمَعُ‏ مَا أَسْمَعُ‏ وَ تَرَى مَا أَرَى‏" چیزهایی را می شنید اما مخاطب اصلی نبود . وحی به پیامبر(صلی الله علیه و آله) بود شعاعش به علی(علیه السلام) می تابید اما سایر انسانها، بهره ای از وحی ندارند .

اگر بنا بود در همه ی جزئیات وحی نازل شود ، با سنت عالم سازگار نبود ثانیا همه ی انسانها لیاقت و استعدادش را نداشتند چرا که استعدادها متفاوت است . وقتی وحی می شد ، پیامبر تا عمق معنایش را می فهمید اما مردم عمق وحی را نمی فهمیدند . خداوند متعال به پیامبر ، غیر از تلاوت وحی مقام تعلیم هم داد "لتبین لهم مانزل الیهم "بهشان تعلیم می داد . بعد از وفات پیامبر هم ، لطف خدا اقتضا کرد که دوازده معصوم ، همان نقش پیامبر را ایفا کنند و قرآن را تبیین کنند .

تقدیر الهی این بود که در طول دویست و پنجاه سال ، ضروریاتی که مردم در زندگیشان دارند ، در کلمات اهل بیت (علیهم السلام) بیان شود و ضبط شود و بماند . اینها نوشته شد و در کتابها ماند چون پیامبر فرمود : " قیدو العلم بالکتابة " اما آیا این آثار را همه ی مردم می توانند استفاده کنند ؟ یک فقیه گاهی پنجاه سال ، زحمت می کشد تا از همه ی این آثار ، یک رساله ی عملیه در بیاورد . خیلی از فقهاء ، بعد از پنجاه سال در بعضی از موارد می گویند : " لا یترک الاحتیاط " یعنی حکم را واقعا نمی توانند استنباط کنند . اما اگر همه ی مردم می خواستند فقیه شوند ، امکان نداشت . خدا متعال در تقدیر خودش اینطور قرار داد که کسانی داوطلب شوند و بیاموزند و به دیگران منتقل کنند "فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُون" توجه کنید جایگاه این علماء در عالم کجاست؟ اینها سر جای پیامبر و امام معصوم نشسته اند . کاری را که پیامبر و امام معصوم باید عهده دار شوند اینها دارند انجام می دهند . چه مقام و شرفی از این بالاتر ؟ بنابراین اول باید جایگاه پیامبر را در عالم بشناسیم که اگر پیامبر نبود ، عالم ناقص بود ، خلقت عالم ناقص بود ، بخاطر اینکه هدفی که از خلقت عالم بود با وجود پیامبر ، تمام می شد . کمترین شکر این نعمت ، این است که اولا از تعالیمش استفاده کنیم و ثانیا از خداوند متعال برای او رحمت های بی پایان بخواهیم .

 

گروه : اخبار و اطلاعیه های حوزه علمیه امیرالمومنین علیه السلام, گزارش درس اخلاق  |  
گزارش درس اخلاق حضرت آيت الله مصباح يزدي (حفظه الله)گزارش درس اخلاق حضرت آيت الله مصباح يزدي (حفظه الله)
نظرات
در حال حاظر نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت

تصویر امنیتی
کد نمایش داده شده را وارد نمایید:

حداقل
جستجو
حداقل
RSS