چهارشنبه ، 7 آبان ، 1399
حداقل
پیوند های مرتبط
حداقل
چشمه معرفت
کد خبر: 800   |  دفعات بازدید : 421   |  نظرات : 0 RSS comment feed   |   نسخه چاپی   |   ارسال به دوستان  

درس هایی از زندگی و سیره ی علماء

04 آذر, 1398 19:57
دوری از گناه، شرط موفقیت

 

محدث قمی

در شرح احوال مرحوم حاج شیخ عباس قمی آورده اند: هرگز کسی در حضور او جرأت غیبت کردن نداشت، هر کس و از هر طبقه ای که بود. خود نیز چنان از گناهان و غیبت و دروغ احتراز داشت که فوق تصور است. در ایام بیماری اش یکی از علمای تهران برای عیادت به حضورش رسید. حاج شیخ عباس آن روز بسیار ناراحت و متفکر بود. آن عالم بزرگ پرسید: چرا ناراحتید؟ پاسخ می دهد: در سفری که به حج رفتم، در مکه ی معظمه خواستم به روش محدّثین که از یکدیگر اجازه می گیرند، از یکی از محدثان عامه اجازه ی حدیث بگیرم. وقتی این منظور را با وی در میان نهادم، عالم سُنّی مطلبی گفت و من از روی مصالحی به دروغ، آن را انکار کردم. اکنون در این فکرم که فردای قیامت چگونه این دروغ را در محضر عدل الهی توجیه کنم.

 

ملاحسینقلی همدانی
آیة الحق مرحوم ملاحسینقلی همدانی در نامه ای می نویسد:... و آنچه این ضعیف از عقل و نقل استفاده نموده ام، این است که اَهمّ اشیاء از برای طالب قُرب، جدّ و سعی تمام در ترک معصیت است، تا این خدمت را انجام ندهی، نه ذکرت و نه فکرت به حال قلبت فایده نخواهد داشت، چرا که پیشکش خدمت کردن کسی که با سلطان در عصیان و انکار است، بی فایده خواهد بود. پس ای عزیز! چون این کریم رحیم، زبان تو را مخزن کوه نور یعنی ذکر اسم شریف قرار داده، بی حیایی است مخزن سلطان را آلوده به نجاست و قاذورات غیبت و دروغ و فحش و اذیت و غیرها من المعاصی نمودن. مخزن سلطان باید محلّش پر عطر و گلاب باشد، نه نجس مملو از قاذورات.

 مرحوم بهاری

استاد بزرگ علم اخلاق مرحوم شیخ محمد بهاری می فرماید: کسی که می خواهد متقی باشد، باید چند امر را رعایت کند. اول ترک گناهان که پایه ی تقوی و اساس دنیا و آخرت بر آن بنا شده است و مقربین درگاه خداوند متعال به چیزی بالاتر و بهتر از آن تقرب نجستند. از این جاست که حضرت موسی از حضرت خضر سؤال می کند که چه کرده ای که من مأمور شدم از تو تعلّم کنم؟ خضر فرمود: به ترک معصیت.

ترک مکروه و مباح

شهید اول
شهید اول در کتاب قواعدش می نویسد: صرف عمر در کارهای مباح، هر چند کم جز زیان چیزی نیست، زیرا که از ثواب می کاهد و درجات انسان را پایین می آورد.


ملاعبداللّه شوشتری

مرحوم ملاعبداله شوشتری که از شاگردان محقق اردبیلی به شمار می آید، در مقام موعظه به فرزندش می فرماید: ای فرزند! از آن هنگام که اساتیدم به من فرمودند که به رأی خودت عمل کن و اجازه ی اجتهادم دادند، تاکنون مرتکب کار مباح و مکروه نشده ام حتی در مورد خوردن و آشامیدن.

 مقدس اردبیلی

درباره ای عالم بزرگ جهان اسلام گفته اند: در طول چهل سال از او کار مباحی سر نزد چه رسد به حرام و مکروه.

آری یکی از راه های رسیدن به سرچشمه ی کمال و وصال، ترک مکروهات و مباحات است.

اخلاص

سید بحرالعلوم
گویند: روزی مرحوم سید بحرالعلوم را شاگردانش خندان و متبسّم یافتند. سبب را پرسیدند، در پاسخ فرمود: پس از بیست و پنج سال مجاهدت، اکنون که در خود نگریستم، دیدم اعمالم ریایی نیست و توانسته ام به رفع آن موفق گردم.

میرزا جوا آقا ملکی

عارف واصل و کامل مرحوم میرزا جوا آقا ملکی تبریزی می نویسد: از یکی از علمای بزرگ نقل شده است که: او سی سال در صف اول نماز جماعت اقتدا می کرده پس از سی سال روزی به عللی نتوانست خود را به صف اول برساند؛ از این رو در صف دوم ایستاد و از این که مردم او را در صف دوم دیدند، گویا در خود خجالتی احساس کرد. از این جا متوجه شد که در این مدت طولانی که در پیشاپیش مردم و در ردیف اول نماز را اقامه می کرده از روی ریا بوده است و تمامی آن سی سال نماز را قضا کرد. مرحوم ملکی ادامه می دهد:
برادرم! بنگر به این عالم مجاهد و مقام و منزلتش دقت نمای که چگونه در این زمان دراز، نماز جماعتش آن هم در صف اول فوت نگردید و با این وصف متصدی امامت جماعت نشد و بنگر به احتیاط او که چگونه به خاطر یک شبهه این همه نماز را قضا کرد و از این جا عظمت امر اخلاص و اهمیتی را که علمای گذشته برای آن قایل بودند، دریاب.

 

حاج امام قلی نخجوانی

حاج امام قلی نخجوانی که استاد معارف آقا سیدحسین قاضی پدر مرحوم حاج میرزا علی آقا قاضی بود و در نزد مرحوم سید قریش قزوینی در اخلاقیات و معارف الهیه مراتب استکمال را طی می کرد، گوید: پس از آن که به سنّ کهولت و پیری رسیدم، شیطان را دیدم که هر دوی ما بالای کوهی ایستاده ایم. من دست خود را بر محاسن خود گذارده و به او گفتم: مرا سنّ پیری و کهولت فرا رسیده، اگر ممکن است از من درگذر. شیطان گفت: آن طرف را نگاه کن. وقتی نظاره کردم، درّه ی بسیار عمیق را دیدم که از شدت خوف و هراس، عقل انسان مبهوت می ماند. شیطان گفت: در دل من رحم و مروت و مهر قرار نگرفته، اگر چنگال من بر تو بند گردد، جای تو در ته این درّه خواهد بود که تماشا می کنی.

 

شیخ انصاری
یکی از خادمان حرم مطهر امیرالمؤمنین علیه السلام می گوید: طبق معمول ساعتی قبل از طلوع فجر برای روشن کردن چراغ های حرم مطهر بدان جا رفتم. ناگهان از طرف پایین پای حضرت صدای گریه ای بلند و جانکاه و ناله ای سوزناک به گوشم رسید. بسیار در شگفت شدم و با خود گفتم: خدایا! این صدای کیست؟ این گریه ی جانسوز از کجاست؟ عادتا این وقت شب زوّار به حرم مشرف نمی شوند و... در همین اندیشه ها بودم و آهسته آهسته پیش می آمدم تا ببینم جریان از چه قرار است؟ ناگهان دیدم شیخ انصاری صورتش را بر ضریح مقدس گذاشته و گریه می کند و خطاب به امام(عج) می گوید: آقای من! این مسئولیتی که اینک به دوشم آمده، بس خطیر است و مهم. از تو می خواهم که مرا از لغزش و اشتباه و عدم عمل به وظیفه مصون داری و در طوفان های حوادث ناگوار همواره راهنمایم باشی و الاّ این مسئولیت را نخواهم پذیرفت.

وحید بهبهانی

در بهبهان معروف است که علّت مهاجرت آقا از آن شهر این بوده که خواجه عزیز کلانتر روزی موقع نماز به آقا می گوید: آقا! ببینید بر اثر دستوری که داده ام، چقدر مردم در نماز جماعت شما شرکت کرده اند و جمعیت چقدر زیاد شده است. آقا به قدری از این گفته منقلب می شود که دیگر نماز نخوانده به منزل می رود و بدون درنگ عازم عتبات می شود و برای همیشه بهبهان را ترک می گوید تا مبادا بر اثر این گونه اعمال سفیهانه ی مریدان نادان، زنگ ریا و تعلقات جسمانی بر لوح دل و روح پاک و بزرگش بنشیند و او را از مقام والای معنوی به پرتگاه پستی و جاه طلبی سقوط دهد.


پاکی نیّت

علامه بلاغی
درباره ی علامه شیخ محمدجواد بلاغی نوشته اند که در کارهای خود آنقدر متوجه خدای سبحان و خالص بودن اعمال بود که درقسمتی از کتاب های منتشره اش نام خود را ننوشت و به عنوان نویسنده ای گمنام و ناشناس، آن ها را منتشر کرد و می فرمود: هدف من دفاع از اسلام و تشیع و حقیقت است و کتاب من به نام من چاپ شود و یا به نام دیگری هیچ فرقی ندارد. آری این است شعار مصلحانی که به ارزش های والا ایمان دارند و این است نمونه ای از آنچه تفسیر مادی حرکات انسان را ابطال می کند.

 شیخ آقابزرگ تهرانی

مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی صاحب کتاب ارزشمند «الذریعه» وقتی به عظمت کتاب «الغدیر» علامه امینی واقف می شود، از خدا می خواهد تا باقی مانده ی عمر او را به صاحب الغدیر بدهد تا کار هدایت الغدیر به اتمام رسد. وی در تغریظی برای علامه امینی نوشته است: من قاصرم از وصف این کتاب گران بها و ستایش آن. الغدیر بالاتر و بزرگ تر از آن است که آن را وصف کنند و ثنا گویند. من تنها کاری که می توانم بکنم این است که دعا کنم تاخداوند عمر مؤلف کتاب را طولانی کند و به او فرجام نیک بخشد. این است که با خلوص دل ازدرگاه خدای متعال مسألت می کنم که بقیه ی عمر مرا بر عمر شریف او بیفزاید تا او بتواند به همه ی آرمان خویش دست یابد.


محدث قمی

هنگامی که محدث قمی در مشهد اقامت داشت، ماه رمضانی در مسجد گوهرشاد منبر می رفت. مرحوم آخوند ملاعباس تُربتی که از علما و روحانیون پارسا بود، از تربت حیدریه به مشهد آمده بود تا در ماه رمضان از منبر حاج شیخ عباس قمی استفاده کند.
یک روز محدث قمی ازبالای منبر چشمش به ملاعباس می افتد که در گوشه ای از مجلس پر جمعیت نشسته و به سخنان وی گوش می دهد. همان وقت می گوید: ای مردم! حاج آخوند تشریف دارند، از ایشان استفاده کنید و از منبر به زیر می آید و از آخوند می خواهد که تا آخر ماه رمضان به جای ایشان در حضور آن جمعیت منبر برود و در آن ماه دیگر خود منبر نرفت.
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود       ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

محدث قمی برای فرزند بزرگش نقل کرده است که: وقتی کتاب منازل الاخره را تألیف و چاپ کردم و به قم آمده به دست شیخ عبدالرزاق مسأله گو افتاد. مرحوم پدرم کربلایی محمدرضا از علاقه مندان شیخ عبدالرزاق بود و هر روز در مجلس او حاضر می شد. شیخ عبدالرزاق روزها کتاب منازل الاخره را گشوده و برای مستمعین می خواند.
یک روز پدرم به خانه آمد و گفت: ای شیخ عباس! کاش مثل این مسأله گو می شدی و می توانستی منبر بروی و این کتاب را که امروز برای ما خواند، بخوانی. چند بار خواستم بگویم که آن کتاب از آثار و تألیفات من است، اما هر بار خودداری کردم و چیزی نگفتم. فقط عرض کردم: دعا بفرمایید که خداوند توفیقی مرحمت فرماید.

عبادت و پرستش

میرزای شیرازی بزرگ
در شرح احوال عالم ربانی میرزا محمدحسن شیرازی صاحب فتوای تحریم تنباکو چنین آورده اند: او بیشتر آیات قرآن را حفظ بود، هم چنین دعاهای ماه رمضان را و دعاهایی را که در دیگر اوقات قرائت می کرد و زیارت هایی را که در حرم امامان می خواند و از آنجا که رقیق القلب بود و چشمه ی اشکش هم جوشان، بسیار می گریست.

محمدباقر شفتی

مرحوم میرزا محمد تنکابنی می گوید: من برای درک نماز صبح به نماز جماعت مرحوم شفتی می رفتم. ایشان زمانی که تکبیرة الاحرام قرائت می فرمود، به کلمه ی اللّه مدّ می داد. من از شاگردانش سؤال کردم که در کلمه ی اللّه جای مدّ نیست، سید چرا مدّ می دهد؟ در پاسخ گفتند: ما نیز این امر را از ایشان سؤال کردیم، در جواب فرمود: زمانی که به کلمه ی مبارکه ی اللّه اکبر تکلم می کنم، از حالت اختیار بیرون می روم و این مدّ دادن اختیاری نیست. سید همه ی نماز را با خضوع و تمام و با حزن و گریه قرائت می کرد و بر هر مستمعی واضح می شد که نماز او با نهایت حضور قلب است و در نوافل هم ذکر رکوع و سجود را سه دفعه می خواند و در زیر کف دست ها هم مهر می گذاشت.
خلاصه نماز آن بزرگوار در حضور و خضوع مانند نداشت و مستمع را هم به گریه می انداخت او مناجات خمس عشره را حفظ کرده بود و هر روز با حالت گریه آن را می خواند.

 

حاج میرزا حسین خلیلی

این مرد بزرگ از رهبران جنبش مشروطه بود. درباره ی او آورده اند: وی اخلاقی نیکو ونفسی کریم و دستی باز و محضری خوش و شمایلی زیبا داشت. با متانت و وقار و در عین حال متواضع و لطیفه گو بود و در انجام وظایف مسجد سهله و کوفه و دیگر عبادات کوتاهی نمی ورزید. در همه ی سال ها دهه ی آخر ماه رمضان را درمسجد کوفه معتکف بود و در بین الطلوعین زیارت عاشورا از او ترک نمی شد و در اغلب زیارات مخصوصه از نجف تا کربلا پیاده می آمد.

 

میرزا محمد جعفر انصاری

این عالم جلیل القدر از بستگان مرحوم شیخ مرتضی انصاری و از مراجع نامدار خوزستان و حافظ قرآن مجید بوده است. درباره ی او نوشته اند: او با آن همه مشاغل درسی و... عبادات موظفه ی خود را که از سنّ بلوغ مشغول به آن ها بود، ترک ننمود. او گذشته از نوافل شبانه روزی و قرائت یک جزء کلام اللّه و نماز حضرت جعفر طیار هر روز زیارت جامعه و عاشورا را در یک جلسه ایستاده به جا می آورد و هنگام عبادت توجه خاصی داشت. حافظه اش بسیار عجیب بود، قرآن مجید و تعقیبات نمازها و دعاهای هر ماه و هر روز و شب ماه مبارک رمضان را از حفظ داشت.

 

علامه طباطبایی

علامه در مراتب عرفان و سیر و سلوک معنوی مراحلی را پیموده بود. اهل ذکر و مناجات بود. در بین راه که او را می دیدیم غالبا ذکر خدا را برلب داشت. درجلساتی که در محضرشان بودیم،وقتی جلسه به سکوت می کشید، دیده می شد که لب های استاد به ذکر خدا حرکت می کرد. به نوافل مقیّد بود و حتی گاهی دیده می شد که دربین راه مشغول خواندن نمازهای نافله است. شب های ماه رمضان تا صبح بیدار بود، مقداری مطالعه می کرد و بقیه را به دعا و قرائت قرآن و نماز و اذکار مشغول بود. در قم هفته ای حداقل یک بار به حرم حضرت معصومه علیهاالسلام مشرف می شد و یا در ایام تابستان غالبا به زیارت حضرت رضا علیه السلام می شتافت. شب ها به حرم مطهر مشرف می شد و در بالای سر می نشست و با حال خضوع به زیارت و دعا می پرداخت.

آقا سیدعلی

آقا سیدعلی صاحب کتاب ریاض در راه علم محنت بسیار کشید. مشهور است که آن جناب علم را به گریه و زاری و مناجات ازدرگاه حضرت باریتعالی تحصیل نمود زیرا درظاهر مدت تحصیلش آن قدر نبود که بتوان به این مرتبه ی بلند رسید وگویند: وی شب های جمعه را تاصبح احیا می داشت و به عبادت خداوند متعال مشغول بود.

سیدحسین خوانساری

این مردم بزرگ که استاد میرزای قمی بود، هرگز نماز شب و زیارت عاشورا و نمازجماعت را ترک نکرد و هرگاه به مسجدی نمی رفت، در منزل با زن و فرزند خود نماز جماعت می خواند. وی بسیار با انصاف بود و با افراد مستمند مواسات می ورزید و دراصلاح امور مسلمان ها، اهتمامی عجیب داشت.

ملامحمد تقی قزوینی

درباره ی ایشان نوشته اند: عبادت آن جناب چنان بود که همیشه ازنصف شب تا طلوع صبح صادق به مسجد خود می رفت و به مناجات و ادعیه و تضرع و زاری و تهجد اشتغال داشت و مناجات خمس عشر را از حفظ می خواند و بر این روش وشیوه ی پسندیده استمرارداشت تا همان شب که در سجده به دست عُمّال فرقه ی بابیّه به شهادت رسید. درفصل زمستان دیده می شد که درپشت بام مسجد خود درحالی که برف به شدّت می بارید، در نیمه ی شب پوستینی بر دوش و عمامه بر سر داشت و مشغول تضرع و مناجات بود و با حالت ایستاده دست ها را به سوی آسمان بلند کرده تا این که برف، سراسر قامت مبارکش را سراپا سفیدپوش می کرد.

شیخ مفید

همان گونه که می دانیم شیخ مفید از چهره های بسیار درخشان شیعه است. ابویعلی جعفری که داماد مفید ویکی از شاگردان اوست، گفته است که شیخ مفید شب ها مختصری می خوابید و باقی را به نماز یا مطالعه یا تدریس یا تلاوت قرآن مجید می گذرانید.
نظرات
در حال حاظر نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت

تصویر امنیتی
کد نمایش داده شده را وارد نمایید:

حداقل
جستجو